چند وقت پیش یکی از کتاب های مورد علاقه بابا را مطالعه میکردم، اسم کتاب را به یاد ندارم. یک حرف هایی درمورد کمال طلبی و کمال گرایی بود، از آن کتاب هایی که در روزهای عادی نمیتوانم بخوانم، در واقع بی دلیل نمیخوانمشان پس آن زمان هم لابد درگیر موضوع یا هدفی بودم که رفتم سراغش، حین مطالعه یاد یک پست و نظرم در آن پست افتادم ولی امان از حافظه ضعیف، دیشب که در تب و تاب امکانات جدید بیان بودم چشمم خورد به ن
نگاهش رو میبینی اصلا خودِخودته.
آدمیزاد هم اینقدر شبیه آخه؟؟!!
یکم پا به سن بزاری خودِخودشی.
این یکی دیگه عالمه, میدونم که فیلم "ورود آقایان ممنون" و "پرده نشین" و شخصیت این خانم تو فیلم رو وجه شباهت قرار دادن تو ذهنشون, آی زنداداش شیطون به این میگن: مَتَلَک.
+ نمیفهمم یه آدم چطور میتونه تو یه لحظه شبیه هشت چهره متفاوت باشه؟؟
* از اظهار نظرهایی مثل: "واااای چقدر لاغر شدی, شدی پوست و استخوون" .
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
گودبای پارتی حالا هیچی عادیه، جشن طلاق هم بره تو عنبیه جفتتون، این گودبای پامپرس رو دقیقا کجای دلت جا دادی؟؟ دستشویی بچه اینقدر مهمه بوده که یه ایل آدم سیبیل کلفت رو دور هم جمع کردی برا بچه ات آرزو کنن: همیشه دستشویی رفتن راحتی داشته باشی. یا مثلا بگن: وای عجیجم توالت رفتنت مبارک و میمون، واقعا چی میخای بگی؟؟؟
روم نشد عکس کیک بی ادبیشون رو بذارم.
"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
کسی که با صدای آرامش، ناخواسته میتواند دهها آدم را مطیع خود کند. بانویی آرام و ذاتاً باکیاست، مدیر و مدبر. کم پیش میآید شخصی برایم تا حدی جذاب باشد که بخواهم کندوکاوش کنم و در موردش بیشتر بدانم. پروین پناهی، کسی است که این حس را در وجودم تجلی بخشید.
با دیدن عکس کتاب «روباه مهربان» که روی جلدش نوشته بود «نویسنده؛ پروین پناهی»، فهمیدم احساسم به من دروغ نمیگوید. در این دوماه، هرچه از خانم پناهی د
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
"دل سرا پرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هرکس به قدر همت اوست"
برچسب: پیدایم,
نویسنده: زهرا شریفی

برا یکی مثلِ من که اطرافیانش فراموش کردن اسم دختر عموش رو از عادی ترین خصوصیاتش میدونن, فراموش نکردن معمول ترین مکالمه یا نگه داشتن هرچیزی یعنی "جالب بودن, دوست داشتن, خاطره, آرامش" و همه این حس های خوب فقط برا دلِ خودمه و بس.


برچسب: آخرین,
نویسنده: زهرا شریفی
توصیه دوستانه: اگر پست رو خوندید و حس کردید فقط وقتتون تلف شده پای خودتون از من گفتن
دیشب سحر کاملا مستبدانه با من قرار گذاشت که صبح با هم بریم مدرسه, اگه لازمه پس باید بگم سحر زنداداشمه و معاون مدرسه است. مستبدانه که میگم معنیش اینه, گفت: فردا با من میای بریم مدرسه همکارم نمیاد تنها هم میترسم. این بشر در حدِ هیییم اصلا ترسو بودنش حد نداره. ساعت نزدیکای نُه وقتی اومد پایین خونه ما من خواب بودم و م
بعضی وقت ها که در جدی ترین لحظات زندگی غرق میشوم، نقطه اتمام این خفگی، خنده بلندی است که به تمام افکارم نهیب میزند و میگوید: "شوخی شوخی زندگی رو جدیش نکن."
* میشه مضحک ترین، بی مزه ترین و یا حتی مسخره ترین جمله ای که به ذهنتون میاد رو بگید؟؟
1. فوتبال ایران در سطح لیگ برتر چقدر درآمد دارد؟؟
2. درآمد حاصل از فوتبال چه میشود؟؟
3. چقدر برای فوتبال هزینه میشود؟؟
4. ماجرای بخش خصوصی و دولتی چیه؟؟
همینجوری دلم خواست یکم فوتبالی شم. :)
ریز مبلغ قرداد بازیکنان و مربیان
ماشین حسابم سوخت, شما اگه تونستید به منم بگید چقدر پول این وسط جابه جا شده؟؟
یه لحظه فکر کردم یه میلیارد داشته باشم چیکارا که باهاش نمیکنم.......... اصلا دلم یه میلیارد تومن پو


درواقع فقط لباس عروس پوشیدم همین :)
لباس عروسی که تنم هست، لباس عروس مادر دوستم هست که بیشتر از "سی" سال پیش عروس شده. مادر چاق و قد بلند دوستم خیلی اتفاقی گفت: یادش بخیر منم جوان بودم مثل تو بودم، امان از بالا رفتن سن که چه با آدم نمیکنه.. و پیشنهاد پرو کردن لباس عروسی اش رو داد.
+ فقط هم به عنوان اکتفا نکنید. :))